برچسب: قایق,
نویسنده: نیکا محمدپور
مادربزرگم همیشه میگفت آنهایی که وقتی از آرزوهایت حرف میزنی چشمانشان برق میزند چند نفر بیشتر نیستند.
میگفت این چند نفر مهمترین آدمهای زندگیات هستند...مراقب باش گمشان نکنی
شهریارم که بسی خون جگرها خوردم
چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است
❣❤️
برچسب: شهریارم,
نویسنده: نیکا محمدپور
ببـين؛
مـن دارم آرزو به آرزو
تمـام مى شوم ..
به فـردا بگو؛
اين بار
يا اصلا نيـايد،
يا تـو را هم، با خود بيـاورد !
برچسب: بیا,
نویسنده: نیکا محمدپور
صبح ها،
گیج هم خوابی با خیالت هستم ..
تخت خواب را نمی توانم رها کنم،
هی چشم هایم را فشار می دهم،
باز بخوابم ..
باز تو باشی !
برچسب: متتظرم,
نویسنده: نیکا محمدپور